فرایند ارزیابی پایگاه های اجتماعی

دکتر سید حسین شرف الدین

نابرابرى و شكل بندى لايه اى يكى از واقعيات مأنوس و در عين حال، ناخوشايند زندگى اجتماعى است. اين خصوصيت تا آنجا كه اسناد تاريخى، مشاهدات مردم شناختى و پژوهش هاى جامعه شناختى نشان مى دهد، از كهن ترين و با سابقه ترين خصايص نظام اجتماعى به شمار مى آيد.

چينش و سازماندهى قهرى يا قراردادى افراد در موقعيت هاى گوناگون اجتماعى، بسته به نوع تفاوت هاى موجود ميان آنها(۱) و بالتبع توزيع نابرابر امكانات، ارزش ها، فرصت ها، پاداش ها و امتيازات مورد تقاضاى همگان، از جمله ويژگى هاى عام و بارز همه جوامع انسانى است.

پتيريم آ. سوروكين در توصيف كلى اين لايه بندى سلسله مراتبى مى نويسد: «لايه اى بودن ساختمان جامعه به معناى متفاوت بودن يك جمعيت مفروض به صورت طبقاتى است كه از لحاظ سلسله مراتب بر روى هم قرار گرفته اند. اين وضع در وجود لايه هاى فوقانى و تحتانى تجلّى مى يابد. اساس و عصاره اين وضع، توزيع نابرابرانه اى است كه از لحاظ حقوق و امتيازات، وظايف و مسؤوليت ها، ارزش ها و محروميت هاى اجتماعى، قدرت و نفوذ در بين اعضاى يك جامعه وجود دارد… اگر شؤون اقتصادى اعضاى يك جامعه نابرابر باشد، يعنى اگر در ميان آنها غنى و فقير هر دو وجود داشته باشد، آن جامعه از «لحاظ اقتصادى» لايه اى است، گو اينكه قانون اساسى اش آن جامعه را جامعه افراد برابر ذكر كرده يا نكرده باشد; اگر در داخل يك گروه درجات اجتماعى با توجه به قدرت و آبرو و افتخارات و عناوينى كه بر آنها مترتب است، به صورت سلسله مراتبى بر روى هم قرار گرفته باشند و عده اى فرمانروايى كنند و ديگران فرمانبردارى، در اين صورت، صرف نظر از مراسمى كه داشته باشد (پادشاهان، مديران عامل، دربانان، كارفرمايان و…)، در هرحال، واقعيات ذكر شده بدين معناست كه گروه مورد نظر، از لحاظ سياسى لايه اى است… اگر اعضاى يك جامعه به صورت گروه هاى متفاوت شغلى با يكديگر تفاوت داشته باشند، برخى مشاغل آبرومندتر از مشاغل ديگر شمرده شوند، اگر اعضاى يك گروه شغلى به كارفرمايان برخوردار از قدرت هاى مختلف، و اعضاى زيردست كارفرمايان تقسيم شده باشند، چنين گروهى از لحاظ شغلى لايه اى است، صرف نظر از اينكه كارفرمايان انتخابى باشند يا انتصابى و صرف نظر از اينكه موفقيت خود را به ارث به دست آورده باشند يا به همت و تلاش به چنان موفقيتى نايل آمده باشند.»(۲)

آنچه پس از توصيف فوق، حايز اهميت است، توجيه يا تبيين هنجارى اين واقعيت و يا به معناى دقيق تر، دريافت منطق عملى نظام اجتماعى در اين ارزشگذارى تشكيكى و يافتن پاسخ به سؤالاتى از اين سنخ است:

چرا و بر چه اساس، در جامعه، نابرابرى هاى ناشى از اعمال شاخص هاى جنسى، سنّى، بدنى، ذهنى ـ روحى، ملى، عقيدتى، مالى، علمى، اجتماعى، حقوقى و سياسى تأييد، توجيه و تا حد زياد تلقى به قبول شده است؟

چرا على رغم اهميت و ضرورت پايگاه هاى گوناگون و نقش هاى متناظر آنها براى جامعه، موقعيت و اعتبار متفاوتى در سلسله مراتب پيوستار ارزش هاى اجتماعى، به هر يك اعطا شده است؟

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا