شبکه انديشمندان قم

    ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی
    کد خبر : 256571

    مصاحبه با دکتر سید حسین شرف الدین

    فاصله میان نسلی

    مصاحبه پژوهش نامه افق مکث وابسته به موسسه فرهنگی- مطالعاتی صراط مبین با سیدحسین شرف الدین، شنبه 21/2/98

    بسمه تعالی

    1)تعریف شما از پدیده گسست نسلی چیست و چه مشخصه هایی دارد؟ مفهوم گسست نسلی، فاصله نسلی یانسل ها، شکاف نسلی،  انقطاع نسلی، تقابل نسلی و مفاهیم مشابه درجایی اطلاق می شود که نسل های متوالی یک جامعه از اقتدای کامل به سنت های فرهنگی ورسوم اجتماعی پیشینیان خود سربازمی زنند و به اقتضای تعلق خود به یک دوره تاریخی متفاوت، ناهمسویی در برخی سطوح را حق مسلم خویش و تاحدی اجتناب ناپذیرمی انگارند. این فاصله گاه آنچنان عمیق انگاشته می شود که از آن به گسست، شکاف و احیانا تعارض میان دو نسل تعبیر می شود. احتمالا واژه «فاصله نسلی» برای این منظور مناسب تراست.  

    فاصله نسلی درگذشته به دلیل کندی روند تحولات فرهنگی اجتماعی و غلبه سنت واره ها چندان محسوس و ملموس نبود و میزان اندکی نیز که در فاصله های زمانی طولانی بوقوع می پیوست، هیچ گاه به عنوان یک امر غیر عادی و یک مساله اجتماعی با آثار ونتایج خاص، قابل بحث و بررسی تلقی نمی شد. تقریبا از دهه 50 و 60 میلادی به این طرف است که موضوع فاصله نسلی در جوامع پیشرفته به یک معضل فرهنگی اجتماعی تبدیل شده و ازابعاد مختلف، مورد بررسی و تحلیل عالمان اجتماعی قرار گرفته است. این پدیده هم اکنون نه خاص کشورهای پیشرفته که تقریبا در همه کشورهای جهان هر چند با آهنگ های متفاوت درحال وقوع است. کشورهای جهان به میزانی که فرایند توسعه مدرن را در سطوح مختلف تجربه کرده باشند، با این مساله دست به گریبانند. درکشورما نیزاین موضوع تقریبا ازدهه 60  در مراکز علمی مطرح شد و مطالعات مقایسه ای انجام شده گویای بروز تغییراتی آشکار و معنا دارمیان نسل های متمادی این چند دهه بویژه میان نسل اولی های بعد از انقلاب یعنی دهه شصتی ها با نسل اخیر یعنی دهه هشتادیها است.

    فاصله نسلی خودرا درفاصله فکری، احساسی، ارزشی و رفتاری که به طور عام بین نسل های مختلف به ظهور می رسد، پدیدار می سازد؛ به بیان دیگر، این فاصله هرچند با اختلاف درجه و به اشکال مختلف خود را در حوزه بینش ها، ارزش ها، نگرشها، تمایلات، خلقیات، نیازها، انتظارات، دغدغه ها، ترجیحات، نمادها و مشخصا در سبک زندگی افراد نمایان می سازد.

    2)دلایل، علل وعوامل بروزفاصله نسلی کدامند؟ومهمترین عامل آن چیست؟علل و دلایل متعددی برای آن ذکر شده که مهم ترین آنها به عطف توجه به جامعه ایران معاصر از این قرارند:   

    فرایند نوسازی مدرن درابعاد مختلف، شهرنشینی فزاینده و مهاجرت روستائیان به شهرها، توسعه شهرها و تبدیل آنهابه کلانشهرها با اقتضائات ویژه، فرایند در حال وقوع جهانی شدن، ارتباطات گسترده میان فرهنگی بویژه از طریق رسانه های جهانگستر(ماهواره و اینترنت)، دسترسی آسان به تکنولوزیهای ارتباطی و رسانه ای بویژه استفاده فعال از ظرفیت های مختلف فضای مجازی(اینترنت، شبکه های اجتماعی و در معرض انبوه و انواع اطلاعات بودن)، افزایش سطح سواد ورشد شتابان تحصیلات عالی، تقسیم کار پیچیده و تنوع شغلی، بهبود شرایط زیستی و رهایی نسبی از نیازهای اولیه(وعطف توجه به نیازهای ثانونی و تفننی و تجملی زندگی)، زندگی در برزخ میان سنت و مدرنیسم، آزادی واستقلال بیشتر در مقایسه با نسل های پیشین، امکان یابی تجربه و انتخاب گزینه های متعدد در عرصه های مختلف زندگی، گشودگی و انعطاف بیشتر نسلهای اخیر در پذیرش نوآوریها، تشدید فردگرایی، تضعیف سلطه پیشینیان و قبول این واقعیت که جهان بشری دستخوش تحولاتی عمیق شده و این روند بی وقفه و در سطوح و ساحت های مختلف در حال ادامه است، زمینه یابی منطق کثرتگرایی در برخی سطوح، آرمان گرایی  در مقایسه با نسل های پیشین که بیشتر واقع گرا بودند، مقایسه مستمر وضعیت خود با وضعیت معاصران آنها درجوامع پیشرفته و...

    در خصوص قسمت دوم سوالتان باید عرض کنم که شاید مهم ترین عامل موثر ازاین میان رسانه های جمعی و اجتماعی به مثابه کانال های ارتباط با جامعه جهانی و دریچه های آشنایی با فرهنگ ها، جهان زیست ها و سبک های مختلف ومتنوع زندگی و گروههای مرجع مختلف است.  البته انتخاب یک عامل به معنی کم تاثیری سایرعوامل نیست. همه آنچه در فوق بدان اشاره شد به نوعی در اصل وقوع، تشدید وکاهش تدریجی این فاصله و نیزترتب آثارو پیامدهای خاص برآن، تاثیرگذار بوده و عاملیت دارند.              
    3)پیامدهای گسست یافاصله نسلی برای جامعه ایرانی چیست ومشخصا در زمینه فرهنگ
    دینی چه تبعاتی به دنبال دارد؟   

    اخلال در فرایند جامعه پذیری و فرهنگ پذیری و انتقال میراث فرهنگی و تمدنی(اخلال در تجمیع سرمایه فرهنگی)، تضعیف تدریجی امکان بهره گیری ازاندوخته های فرهنگی تمدنی(یا تضعیف حافظه ووجدان جمعی)، کاهش تدریجی سرمایه اجتماعی، به مخاطره افتادن یکپارچگی ووفاق اجتماعی به دلیل کاهش توافق و تفاهم برسرباورها، ارزشها و قواعد زیستی پایه(به عنوان یک ضرورت ساختی)، ضعف ارتباط معنایی و مفهومی بین نسلی، بروز درجاتی از ناهمنوایی در ناحیه آرمانها و اهداف ملی، بروز درجاتی از اختلالات هویتی، کاهش زمینه های همزیستی وسلوک اجتماعی، رشد ناهمزبانی و کاهش زمینه گفت وگو، بروز تعارضات موضعی، افزایش هزینه های کنترل اجتماعی  و...

    درخصوص جامعه ایران نیز آثار و شواهد متعددی دال بربروز درجاتی از این فاصله حتی در نحوه تعامل با فرهنگ دینی به ظهور رسیده اگر چه غلبه سنت چندان اجازه تظاهر به این دگر اندیشی ها و دگر خواهی ها نمی دهد. ازباب نمونه: رشد قرائت های متفاوت دینی در میان عامه مردم، رشد دین داری فردی و شخصی، مرجعیت گریزی، گرایش به معنویت های نوظهورو سکولار، رشد مناسک گرایی، گرایش به دین ورزی احساسی که نشانه روش آن را می توان در اقبال گسترده جوانان از مجالس مداحی ها و محصولات فرهنگی آن و در مقابل کاهش تمایل به مجالس وعظ و سخنرانی علما، افول جایگاه سنتی روحانیت، تعدد و تکثر مبلغان و مفسران عقاید و آموزه های دین، کالای شدن محصولات دینی و ارزشگذاری آنها با منطق بازار و میزان عرضه و تقاضا و...


    4
    )به نظرشما بر اساس روند فعلی آینده فاصله نسلی را چگونه ارزیابی می کنید؟ فاصله نسلی بانگاه توصیفی- تبیینی یک فرایند در حال وقوع است؛ وتحت عنوان روح زمانه یا اقتضای دوران نوعی تلقی جبرگونه هم از آن وجود دارد. درهر حال، اصل تحقق تدریجی آن چندان موردمناقشه نیست اگرچه در کم وکیف و آثار و نتایج آن گاه به اغراض مختلف مبالغه هایی صورت می گیرد. بی شک، نوع سیاست های اجرایی دولت ها در کندی و تندی روندآن موثر است. تبلیغات جهان سرمایه داری برای فروش محصولات فرهنگی نو به نوی خود یا صنعت فرهنگ (همچون موسیقی، مد و...) در القای اینکه هر نسلی نیازهای خاص خود دارد و باید به این نیازها پاسخ گفت، بی تاثیر نبوده و نیست. القای این ذهنیت موجب شده تاهر نسل خود را تافته جدابافته و بی نیاز از ارجاع به تجربه های نسل های ماقبل خود بینگارد؛ نسل حاضر نسبتا مسن نیز کم و بیش به این باور سوق یافته، که بانسل بعد ازخود ناهمزبانی و منطق زیستی متفاوت دارد واساسا به دو جهان زیست متفاوت با اقتضائات خاص تعلق دارند. در کشور ما گاه با استناد به برخی شواهد دینی به این پدیده جنبه ارزشی و دارای مویدات دینی هم داده می شود که مثلا فرزندان شما برای زمان دیگری خلق شده اند و آدمهای زمان خودشان هستند، پس سعی کنید آنها را متناسب با اقتضائات زمانشان تربیت کنید. در هرحال، وقوع درجاتی از این فاصله قطعی ومسلم است و لزوماهم رویداد بد و مستوجب نکوهشی نیست بلکه طبیعی و مقتضای تکامل تدریجی جامعه وشکوفایی ظرفیت های بالقوه آن است، امانباید دردرجه و آثاراین فاصله مبالغه وگزافه گویی کرد به گونه ای که گویا هیچ امرثابتی درجامعه بشری وجود ندارد و همه چیز ماهیت سیال و متغیردارد و سرمایه ها وآورده های فرهنگی هرنسل تنها به خود اواختصاص دارد وسایرین باید در جهان زیستی کاملا متفاوت، امورات متعارف زندگی روزمره خود را تدبیرکنند. چنین تلقی ای با ویژگی پیوستاری فرهنگ، اجتماع وتاریخ بشری ناسازگار و غیر قابل توجیه است.   

    از این رو، ارزیابی مثبت یا منفی از این روند قهری و اجتناب ناپذیر بیشتر تابع آثار و پیامدهایی است که از رهگذرآن در سطوح فردی واجتماعی به ظهورمی رسد. بخشی از این آثار با ارجاع به برخی ملاک ها قطعا مثبت و برخی نیز ممکن است، منفی ارزیابی شوند. بی شک، تلقی مثبت یا منفی ما از آن در سیاست گذاری ها و برنامه ریزیهای خرد و کلان و به طورکلی در نحوه مواجهه با این پدیده و ارتباطات بینانسلی قویا موثر خواهد بود. 


    5)راهکارهای مقابله با فاصله نسلی از نظر شما چیست؟ بزعم من اعمال تدابیری ازاین دست می تواند در مواجهه واقع بینانه با این پدیده تا حدی کنترل ناپذیر و مهار ناشدنی موثرباشد: اصلاح فرایند جامعه پذیری وفرهنگ پذیری میان نسل های پیاپی، نقدمستمرسنت ها و تلاش در همسوسازی آنها با ضرورت ها واقتضائات زمانه(به جای جزم وجمود و تعصب ورزیی دلیل)، گشودگی درپذیرش تغییرات و نوآوریهای مفید وموثر زمانه، تقویت فرهنگ گفت و گومیان نسل ها، توجه دادن به اصالت ها و عناصر هویت بخش و نقد ارزشمندی هر نوع تغییر، آموزش مهارت های زندگی برای کنار آمدن واقع بینانه با تحولات،  انجام اصلاحات  ساختاری برای مهار افراط و تفریط ها(که گاه به خود تخریبی دامن می زند)، گفتمان سازی متناسب و پذیرش درجاتی از این فاصله به عنوان یک واقعیت  طبیعی و اجتناب ناپذیرو تن دادن به ملزومات قهری آن و...

     


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :