شبکه انديشمندان قم

    ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی
    کد خبر : 256570

    نشست علمی فقه منزلت

    منزلت اجتماعی

    نشست علمی فقه منزلت، توضیحاتی مقدماتی و تکمیلی پیرامون فرمایشات حجه الاسلام احمد مبلغی، در انجمن فقه و حقوق حوزه، یکشنبه 8/2/98 ساعت 5-7.

                                                             بسم الله الرحمن الرحیم


    سیاست کلی جامعه برمقوله بندی افراد در قالب پایگاه ها و موقعیت هاست. این در واقع، یکی ازمولفه های ساختاری هر جامعه است یعنی جامعه ناگزیر به اعمال چنین سیاستی است.

    درعلوم اجتماعی هم بویژه در دیدگاههای ساخت گرا، ما با همین پایگاهها و نقش هاونحوه پیوستگی و تعامل آنها و جلوه های کارکردی آنها در پهنه اجتماع سروکار داریم نه با افراد.

    براین اساس، هرفرد بسته به قابلیت ها و ظرفیت ها، میزان تحرک واهمیت و ضرورت نقش هایی که می آفریند، همواره از چند پایگاه اجتماعی برخوردار است.

    نکته دیگر: پایگاه ها یا مبتنی برویژگی ها وتعلقات انتسابی افراد اند مثل جنسیت، سن، تعلقات نژادی، قومی، خانوادگی(مثل سیادت یا بزرگ زادگی)، یابرخورداری از استعدادها و قابلیت های خاص دارای بازتاب اجتماعی(مثل بهره هوشی)

    یامبتنی برویژگی های اکتسابی است که عمدتا درموقعیت شغلی تبلور دارد.(پزشکی، روحانی، بازاری، نظامی)

    میان ایندونوع پایگاه ارتباطاتی وجود دارد: مثلا استعداد خوب به فرد امکان کسب موقعیت بالا را می دهدیا تنها جنس زن  است که می تواند موقعیت  همسری و مادری پیدا کند؛ چه اینکه احرازبرخی موقعیت ها، به فرد امکان شکوفایی سایرتوانمندیها ونمایش قابلیت های وجودی وی یا وابستگان او(همچون فرزندان و متعلقان) را فراهم می سازد.

    ادعا این است که در جامعه سنتی، پایگاه های انتسابی افراد بیشتر مبنای اعتبار سنجی و ارزشگذاری بود و درجامعه مدرن بیشتر پایگاههای اکتسابی. 

    نظام تقسیم کاراجتماعی در هرجامعه نیز ملاحظه ترکیبی از ویژگی های انتسابی و اکتسابی افراد مبتنی است.

    درجوامع بسته معمولا امکان تبدل صعودی پایگاههای اجتماعی وجود ندارد(مثلا رعیت زاده نمی تواند پادشاه شود یا در نظام های کاستی ...)؛اما در جوامع نیمه باز کنونی این محدودیت ها کمتر است(یعنی امکان تحرک اجتماعی در قوس صعود وجود دارد)

    نکته دیگر: از هردارنده پایگاه  و موقعیتی،  رفتارها، جلوه نمایی ها و وفاداری ها، وظایف وانتظاراتی(براساس آیین های نوشته شده و نانوشته) توقع می رود که اصطلاحا بدان نقش گفته می شود. مثلا عقلانیت جمعی انتظار دارد که که زن و شوهردرنظام خانواده به مجموعه ایی ازحقوق وتکالیف به صورت متقابل متعهد باشند/ یا زن به اعتبار موقعیت جنسی خود به هنگام حضور در جامعه ملزم به رعایت مجموعه ای از شئون الزامی و ترجیحی است، از یک شخصیت روحانی انتظار نمی رود برخی رفتارها را مرتکب شود.    

    ازاین رو، برگرد نظام پایگاه ها و نقش ها مجموعه از اعتبارات  مدنی در قالب قوانین، اخلاقیات، عرفیات، شرعیات، ذوقیات و نمادها و نشانه های خاصی تجمع یافته اند.[از جمله عرصه های نقش آفرینی فقه]

    نکته دیگر: افراد ازرهگذر برخورداری  یا احراز این پایگاه ها(بویژه پایگاههای اکتسابی)وایفای نقش های مربوط  توقع دست یابی به پاداش ها و امتیازاتی را دارند.

    جامعه نیز براساس یک منطق نه چندان روشن، نظامی سلسله مراتبی از امتیارات مادی وغیرمادی، امکان ها و فرصت ها، حقوق و پاداش ها برای دارندگان موقعیت ها لحاظ کرده است که ممکن است دارندگان برخی پایگاهها از آن احساس بی عدالتی و تبعیض کنند.[از جمله عرصه های نقش افرینی فقه]

    پاداش ها وامتیازات مطلوب و مرجح برای همگان در این چند چیز (که معمولا اموری کمیاب و رقابت پذیرند)خلاصه می شوند: قدرت یا اقتدار، دارایی یا ثروت، منزلت یا پرستیز(شهرت، اعتبار، احترام، حیثیت، شان، نفوذ، تایید) و برخی فراغت و آسایش را هم اضافه کرده اند.( برخورداری از آنها به صورت مانعه الجمع است)

    [جالب است که حتی مرگ افراد به عنوان یک امر غیر اختیاری نیز آنها را از این امتیازات منزلتی آنها محروم نمی کند] 

    گفتنی است که تخصیص پاداش ها و امتیازات معین و از قبل پیش بینی شده به پایگاههای مختلف اکتسابی در تقسم کارجدید، جزو مولفه های نظام بروکراسی است(به همین دلیل محسوس و قابل پیش بینی است. افراد برای کسب آن تلاش می کنند؛ البته پایگاههای انتسابی هم از امتیازاتی متناسب برخوردارند مثلا حق ارث، حق انتخاب همسربرای زن، حق دریافت خمس برای سادات یا پاداش های عاطفی که افراد به دلیل داشتن ویژگی های غیراختیاری ممتاز دریافت می کنند و...) 

    دلیل مطلوبیت همگانی این پاداش ها این است که انسان ها بواسطه برخورداری از آنها قادر خواهند بود به بخش قابل توجهی از نیازهای مادی و معنوی خود پاسخ گویند.

    نکته دیگر، ازآنجا که پایگاه ها و نقش های مربوط، ارزش و اعتبار ساختاری و کارکردی یکسانی برای جامعه ندارندو زمینه های وصول و اکتساب آنها نیز متفاوت است؛ پاداش ها و امتیازات منظور شده و ملاحظه شده نیز متفاوت و تقریبا چینش سلسله مراتبی و پلکانی دارد.    

    وتفاوت افراد درمیزان برخورداری ازاین پاداش ها وامتیازات زمینه قشربندی  و لایه بندی اجتماعی را به صورت نابرابردرجامعه فراهم ساخته است. [منکر تبعیض های ناروا و ارزشگذاریهای بی ضابطه درجوامع نمی توان شد اما وضعیت جاری و غالب، کم و بیش برای عموم توجیه پذیراست].  

    بدیهی است که پاداش ها و امتیازات دریافتی افراد اعم از مادی و غیر مادی علاوه برخود آنها به شبکه ای از مرتبطان ووابستگان آنها نیز تسری می یابد.  

    اینکه ازاین سه یا چهارپاداش کدامیک درمقایسه ارزش برتروبلامنازع دارد، اختلاف نظروجوددارد:برخی قدرت(مثل نیچه، فوکو، راسل)، برخی ثروت و دارایی(مارکس)، برخی منزلت و پرستیژ

    ( با نظر دقی شاید بتوان ادعا کرد که اساسا تفکیک روشنی میان آنها وجود ندارد: برای مثال، کسب ثروت به تبع خود  قدرت و پرستیژ، و همچنین فراغت و آسایش هم می آورد یا کسب قدرت سیاسی بویژه در مراتب عالی ثروت و منزلت همی می آورد.  

    برگردیم به محور بحث:

    منزلت یا پرستیژ به عنوان یک پاداش اجتماعی امری معنوی است:  نوعی اعتبار یابی و مقبولیت ذهنی روانی در حافظه جمعی است اگر چه جلوه ها و تبلورات عینی دارد.

    منزلت اجتماعی، منزلتی است که جامعه بدان ارزش داده و اعطا می کندو جاذبه آن برای افراد نیز به اعتبار ارزشگذاری اجتماعی آن است. حتی منزلت های قدسی مثل شهید، جانباز، خیر را هم  چون جامعه دینداران براساس ملاک های ارزشی و درون دینی اعتبار داده، در چشم عموم یا اکثریت واجد ارزش شده است. 

    در ظاهر چنین به نظر می رسد که ازمیان پاداش ها و امتیازات چندگانه فوق، منزلت و پرستیژ از اهمیت جدی تر در نظام ترجیحات آدمیان برخوردار است.

    مطالعات نشان می دهد که نوعی عطش پایان ناپذیر برای کسب منزلت درجامعه وجود دارد(مخصوصا منزلت هایی که جنبه نمایشی پررنگ دارد): شاید محرک اصلی خیلی ها برای ازدواج(بویژه ازدواج با افراد خاص)، داشتن شغل(یاشغل خاص)، مدرک تحصیلی(جاذبه های عنوان دکتری حتی در حوزه)،  مهریه فلان داشتن، جهیزیه فلان داشتن، ماشین و مبایل فلان مارک داشتن، مسافرت خارجی، ای بسا مکه رفتن و حاجی شدن یا مشارکت در برخی اقدامات خیرخواهانه و بشر دوستانه[عرصه نقش آفرینی اخلاق و تا حدی فقه]

    متغیرهای زیادی در تفاوت ارزشی منزلت ها دخیل اند: 

    متغیرزمان برای نظامیان در شرایط جنگ قدرو قیمت بیشتر دارند؛مکان: شهریان بویژه ساکنان شهرهای بزرگ منزلت بیشتری در مقایسه با سایرین برای خود قائلند/ دوران یا مرحله تمدنی مثل منزلت عالمان یاچهره های سلبریت در عصر حاضر بیشترازگذشته است؛ بود و نبود کلیشه های همسو مثلا افراد در میان همکیشان و هم میهنان خود اعتبار بیشتری دارند تا در میان سایرین یا قهرمانان ورزشی برای ورزش دوستان بیشتر اعتبار دارند تا برای عموم

    گاه تجمع و تراکم چند عامل موجب شدت و غلظت منزلت اجتماعی فرد می شود مثلا  یک شخصیت روحانی خوش استعداد، کوشا، وظیفه شناس، سید، خانواده دار،

    چه اینکه برخی ویژگی ها نیز موجب کاهش منزلت پیشین می شود: افراد معتبر در صورت تخلف

    نکته پایانی اینکه برخورداری افراد از برخی منزلت ها ممکن است زمینه لغزش، سوء استفاده، زیاده خواهی و عصیان مدنی را فراهم سازد. [نقش فقه در تعدیل این منزلت ها و امتیازات و نقش اخلاق و تربیت در نحوه کنار آمدن با آنها]

     


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :