شبکه انديشمندان قم

    ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی
    کد خبر : 263172

    دکتر سید حسین شرف الدین

    موقعیت مراجع دینی در ایران

    مصاحبه سید حسین شرف الدین با پژوهشنامه افق مکث تحت عنوان «موقعیت کنونی مراجع دینی در ایران»در تاریخ 5/۷/۹۸

    ۱)در زمان حاضر و با توجه به تحولات مدرنیته، مرجعیت دینی چه شاخصه هایی را باید داشته باشد؟ مرجعیت دینی عنوان گویایی نیست احتمالا مراد کارگزاران و متولیان اموردینی(دینداری) و فرهنگ دینی مردم (در عرصه های اعتقادی، اخلاقی، فقهی ومناسکی) و همه کسانی است که به نوعی در راهبری مومنان و ارائه طریق در مسیر سلوک دینی در زندگی روزمره نقشی برعهده دارند. در هر حال، از کسانی که خود را مشعلدار هدایت معرفی کرده یا جامعه از آنها چنین تصوری دارد، انتظار این است که نقش الگویی خود را به خوبی اجرا کنند،  بر زی و مرام مومنانه ثابت قدم باشند، واعظ غیر متعظ نباشند، به نیازهای نظری وعملی مومنان دربخش  های مختلف دینداری متناسب با اقتضائات زمان و مکان و احوالات خاص مکلفان پاسخ گویند، تفسیرهای متناسب و روزآمد از آموزه ها بدست دهند، به سوالات و شبهات پاسخ دهند، از بدعت ها وخرافات جلوگیری کنند، از اقبال مردم به نفع خود سوء استفاده نکنند، و...

    و اگر مراد از مرجعیت دینی، نهادمرجعیت یا مرجعیت تقلید به معنای رایج آن باشد، باید گفت از آنجا که مرجعیت دینی شیعه در الگوی متعارف آن و در روند تاریخ رفته رفته به مرجعیت فقهی (فقه اصغر) و تعهدمندی به تامین نیازهای حکمی و فتوایی و پاسخ دهی به استفتائات شرعی مقلدان تقلیل یافته است؛ بالطبع از چنین نهادی در عصر و زمان کنونی انتظار می رود که دست کم به سوالات و مطالبات فقهی شریعت مداران مقلد پاسخ متناسب داده و وظایف آنها و موقعیت فقهی رفتارها و کنش های فردی و اجتماعی آنها را بر اساس احکام تکلیفی پنج گانه تعیین کنند. نیازی به ذکر نیست که درعصر حاضر به دلیل تحولات ناشی از مدرنیته و فرایند جهانی شدن، این سنخ سوالات نیز پیچیده تر شده و فقیه برای پاسخ دهی مناسب لاجرم باید به ابعاد مختلف مسائل مورد ابتلاء، محدودیت ها، ملزومات و پیامدهای  ناشی از التزام  عملی به نظر فقهی خود را  مد نظر داشته باشد و احتمالابرای تامین این مهم باید با اصحاب علوم اجتماعی تعامل داشته باشد. در مواردی نیز بویژه برای پایان دادن به اختلاف فتاوا و رفع تشویش عملی مومنان، تشکیل لجنه های فقهی با هدف تجمیع آراء فقهی ضرورت اجتناب ناپذیر دارد. نکته دیگر اینکه در عصر حاضر که عصر ظهور و غلبه سازمانها لقب گرفته، همه وظایف و اعمال اجتماعی مردم در راستای تامین نیازهای فردی و اجتماعی پذیرفته و ملزومات و مقتضیات حیات جمعی آنها عموما توسط نهادها و سازمان های رسمیت یافته تمشیت می شود. از این رو،  احکام و آراء فقهی در صورتی زمینه اجرایی خواهد یافت که با ضرورت ها و الزامات نهادی جامعه مومنان و قواعد و رسوم حاکم همسویی داشته یا دست کم در تقابل با آنها نباشد. درچنین شرایطی، مشارکت فقها در  فرایند نظام سازی و تدوین و تعدیل آراء و قواعد فقهی متناسب با اقتضائات کلی این نظام ها و عناصر ثابت و متغیر آنها ضرورت اجتناب ناپذیر دارد. 

    ۲)مراجع فقهی(حلال و حرام)، اعتقادی و اخلاقی مردم در حال حاضر چه کسانی هستند؟

    مرجع فقهی غالب مومنان و متشرعان شیعه در داخل و حتی خارج از کشورمراجع عظام تقلید شناخته شده ساکن در قم و نجف اند. البته مراجع درجه دومی نیزهستند که به دلیل انتشار رساله و اعلان حضور در عرصه عمومی، در معرض تقلید مقلدانی قرار گرفته اند. مرجعیت اعتقادی غالبا از آن کسانی است که به نوعی در تولید و انتشار آثار و ایده های کلامی وتفسیری فعالیت دارند و برای افکار عمومی شناخته شده اند. اندیشمندانی همچون شهید مطهری، آیه الله جوادی آملی، مصباح یزدی، مکارم شیرازی، سبحانی و برخی ازروشنفکران دینی در این عرصه مرجعیت دارند. برخی مراجع به دلیل برخورداری از غنای علمی و وارستگی های عملی ممکن است توامان در دو یا سه حوزه(فقهی، اعتقادی و اخلاقی) مرجعیت داشته باشند. نیازی به ذکر نیست که تقلید به معنای رایج آن دربخش احکام (یا فروع دین)، در عقاید(اصول دین) جریان ندارد. تفصیل آن را باید در جای دیگری جستجو کرد. و اگرمراد از مراجع فکری(در سوال) همه کسانی باشد که به نوعی مستقیم و غیر مستقیم و آشکار و پنهان در عرصه فرهنگ دینی نقش هدایتی و راهبری دارند، بی شک، کسان بسیار بسیار زیادی در این عرصه فعالیت دارند. گفتنی است آراء و دیدگاههای نظری مراجع فکری در این بخش ها معمولا از طریق  وسایط و مجاری خاصی در فضای عمومی جامعه توزیع و نشر می یابد: مبلغان، وعاظ، اساتید معارف در مدارس و دانشگاهها، رسانه های جمعی بویژه رسانه های اختصاصی همچون رادیو معارف، شبکه چهارسیما و شبکه قرآن، و نیز آثار و منابع مکتوب در تحقق این امر نقش محوری دارند. علاوه بر افراد، ارگانها و سازمانهای بسیار زیادی نیز در این عرصه فعالیت دارند که نباید از نقش و تاثیر آنها در فرهنگ سازی دینی غافل شد.  اخیرا فعالیت در عرصه بسیار گسترده و متنوع فضای مجازی نیز به قلمرو فعالیت تبلیغی مبلغان دینی افزوده شده است.  

    در پاسخ به شق سوم سوال یعنی مرجعیت اخلاقی باید گفت که مرجعیت اخلاقی در سطوح متعالی، در رتبه بعد از معصومین(ع) غالبا از آن عارفان بالله، سالکان طریق و اسوه ها و الگوهای اخلاقی تراز  ووارستگان خودساخته ای بود که افرادی از خواص مستقیما و عموم با واسطه می توانستند از نفس گرم آنها بهره مند شود. دوره چنین افرادی ظاهرا به سرآمده و امید چندانی هم به تربیت آنها توسط نهادهای آموزشی و پرورشی موجود حوزه ها نمی رود. درسطوح متوسط و نازل، همواره روحانیون وارسته، مومنان دارای وجاهت و مقبولیت اجتماعی، والدین و بزرگان فامیل(بویژه برای فرزندان و خویشان)، معلمان، اساتید، وگاه شخصیت ها و چهره های موجه در عرصه های مختلف شغلی و تخصصی(بویژه برای هم صنفان ومرتبطان خود) مرجعیت اخلاقی داشته و دارند. رسانه های جمعی نیز اعم ازصوتی، تصویری و نوشتاری نیز در نشر آموزه های اخلاقی و تعالیم اهل معرفت و معرفی الگوها و اسوه ها نقش محوری دارند.      

    ۳) ازنگاه حضرت عالی جایگاه مرجعیت دینی به معنای عام(مصادیق: علما و مراجع تقلید، روشنفکران دینی، مداحان، آموزش و پرورش  و...) ووضعیت کنونی آنها چگونه است؟

    درک محیطی و تجربه زیسته من چنین گواهی می دهد که بعد از انقلاب اسلامی و به یمن مساعدت زمینه های فرهنگی اجتماعی بویژه در پرتو رهبری ولایی، موقعیت اجتماعی همه مراجع و مروجان دینی در مقایسه با گذشته ارتقای محسوسی داشته و امکانات و فرصت های بی نظیری جهت عاملیت و نقش آفرینی فرهنگی در اختیارایشان قرار گرفته است. البته غالب ناظران و رصد کنندگان فرهنگی براین باورند که از شرایط استثنایی و آرمانی پیش آمده چندان که انتظار می رفت، استفاده نشد و ووجود برخی کاستی ها و نیز شیوع برخی آسیب ها و انحرافات در فضای عمومی کشور بویژه در میان نسل های متاخر حکایت از آن دارد که تلاش ها و اقدامات فرهنگی گسترده افراد و نهادها و سازمانهای مختلف فرهنگی تبلیغی در این سالها، عمق چندانی نیافته و حتی در برخی سطوح به رویگردانی و واگرایی  منجر شده است. بی شک، وصول به چنین وضعیتی،  علل و دلایل مختلفی دارد که کارشناسان باید در فرصت های مقتضی به تحلیل و تبیین آن بپردازند. برخی نیز در مقابل براین باورندکه فرهنگ دینی در جامعه ایران عمق و غنای کم نظیری دارد که در موقعیت ها و مناسبت های خاص خود را در جلوه ها و مظاهر مختلف نمایان می سازد. از دید ایشان، استناد به برخی شواهد انکارناپذیر همچون  خلوت شدن نمازهای جمعه، مراسمات دعای کمیل و ندبه، بی رغبتی به دروس معارف در مدارس ودانشگاهها، کم توجهی به برنامه های مذهبی رسانه ها، کاهش محسوس شمارگان و مطالعه مکتوبات و منشورات دینی و... برای اثبات این مدعا کافی نیست؛ چه موارد نقض آشکاری برای کاستی های فوق در همین جامعه می توان سراغ گرفت. برای نمونه روزه داری اکثریت درماه مبارک، میل فزاینده به اعتکاف در ایام خاص، زیارت پرشورعتبات و اماکن قدسی، تمایل وافر به شرکت درمراسم حج و عمره برغم هزینه های سنگین، وجود مجالس پررونق عزاداری و مرثیه خوانی، راه پیمایی عظیم اربعین، اقبال توده ای از زیارت جمکران بویژه در پانزده شعبان، رونق سالانه مراسم دعای عرفه و... ) را می توان در مقام مناقشه در صحت ادعای پیشین، مستمسک قرار داد. تردیدی نیست که این ظواهربه فرض قبول، شاخص گویایی برای ارزیابی وضعیت فرهنگ دینی و قوت و ضعف آن به مثابه یک نظام معنایی چند لایه و تودرتو نیست.  جامعه ایران، جامعه پیچیده ای است و برای شناخت دقیق آنها بویژه در عرصه دینداری باید فراتر از مطالعات میدانی انجام شده یا در حال انجام تحت عنوان سنجه های دینداری که بسته به نوع مطالعه نتایج متفاوتی را قاعدتا بدست می دهد، به واکاوی عمیق و منصفانه آن توسط کارشناسان حوزه های مختلف در قالب اتاق های فکری همت گماشت. نیازی به ذکر نیست که فرهنگ دینی نیز همچون سایر سطوح فرهنگی، به تبع متغیرهای محیط دستخوش تغییر شده و برغم عناصر رکنی و محوری، همواره درجاتی از سیالیت را  در برخی عناصر رویین به نمایش می گذارد.    

    ۴) روند تغییرات گروههای مرجع طی دهه های گذشته چگونه بوده است؟ پاسخ دقیق به این سوال مستلزم جریان شناسی تاریخی این گروهها، نحوه فعالیت آنها در طی این دوران، فراز و فرودهای آن، علل و عوامل موثر در آن و ارزیابی موقعیت اکنونی آنهاست. بعید می دانم آرشیوی که امکان چنین مطالعه ای را بدهد در اختیارباشد. در عین حال می توان برای تایید و ابطال فرضیه های موافقان و مخالفان به چنین مطالعه ای دست زد. نیازی به ذکر نیست که همواره نوعی مقاومت در پذیرش دیدگاههای انتقادی در این خصوص وجود دارد. برخی تغییرات محسوس در فرهنگ دینی مردم که به نوعی اماره وقوع تغییر و جابجا شدن موقعیت مراجع مختلف تاثیرگذاراست، از این قرارند: غلبه سطحی نگری به جای تعمیق و رسوخ باورها و ارزشها، فرم گرایی به جای محتواگرایی، مناسک گرایی(بویژه نوع دوم آن که از مخترعات جامعه متشرعان است در مقابل مناسک تشریع شده در شریعت)به جای اعتقادورزی و معنویت گرایی اصیل و بسط ایمان دینی و عمل صالح در گسترده زندگی، شریعت گرایی به جای اخلاق مداری، عوام گرایی به جای نخبه گرایی، احساس گرایی به جای عقلانیت، خرافه گرایی و توجیه خرافات به جای نقد باورداشت ها و عملکردهای توده ها، دامن زدن به اختلافات تاریخی و منازعات فرقه ای به جای تاکید بر همبستگی فریقین، بعضا ارائه تفاسیر غیر معقول و توجیه ناپذیر از آموزه ها و توصیه های دین، بعضا صدور فتاوا و اجتهادات بی مبنا، اصرار بر جاودانگی برخی آموزه های عصری و تاریخ مصرف گذشته، ترغیب تلویحی به دینداری انفسی به جای دینداری آفاقی، کالایی شدن محصولات و فرآورده های فرهنگ دینی و عرضه آن در قالب بسته های خاص با اغراض اقتصادی، کم توجهی به نیازهای معنویت جویانه توده ها بویژه نسل جوان، بسط توجیه ناپذیر قلمرو دین(از طریق طرح برخی دعاوی همچون طب اسلامی و...)،  تعدد و تکثرمراجع فکری به مثابه رقبایی جدی برای مراجع سنتی همچون روحانیت، تعدد تریبونهای تبلیغی و آشفته سازی فضای اعتقادی، پیشروی خاموش سکولاریزم در برخی عرصه ها و...

    متاسفانه فضای مجازی به دلیل اقتضائات خاص زمینه را برای ظهور و میدان داری خیل عظیم و روزافزونی از مبلغان و مروجان و مدعیان بی مایه را در گستره جهانی فراهم ساخته و آشفتگی این عرصه را صد چندان کرده است.  شبکه های ماهواره ای و سایت های اینترنتی وابسته به گروهها و جریانات دگر اندیش و فرقه های مخالف و معاند که گویا ماموریتی جز شبهه افکنی و تخریب بنیانهای اعتقادی مردم ندارند، این بازار آشفته را آشفته ترکرده است.  

    ۵)علل کاهش یا افزایش نفوذ و اقتدار روحانیت به عنوان مرجع دینی مردم از نظر جناب عالی چیست؟

    ادعای افزایش یا کاهش اعتبار و اقتدار روحانیت در سنوات اخیر، امری جدلی الاطراف است و اتخاذ موضع واقع بینانه در آن نیازمند انجام یک مطالعه میدانی است. موقعیت اجتماعی روحانیت نیز همچون همه گروههای فرهنگی فعال و تاثیر گذار تحت تاثیر متغیرهای مختلف، همواره در نوسان بوده است.  تلقی غالب این است که این محبوبیت در مقایسه با سنوات گذشته تحت تاثیر اموری افول یافته و این روند نیز محتملا ادامه خواهد داشت. عوامل متعددی را در می توان در این افت موقعیت دخیل دانست: ضعف عملکرد حاکمیت سیاسی در تامین خواسته های مردم(که مردم آن را به اشتباه از ضعف روحانیت به عنوان کارگزاران حاکمیت ناشی می دانند)، افزایش روزافزون مشکلات و آسیب های اجتماعی، عدم تحقق بسیاری از وعده های مسئوولان، توجیه عملکرد ضعیف نظام توسط روحانیت به جای نقد آن، ورود بی ضابطه روحانیت به مناصب حکومتی، ورود غیر منتظره روحانیت به  تشکلات و جناح بندیهای سیاسی، نفوذ فرهنگ تجمل گرایی و اشرافیت در میان برخی روحانیون، بروز پدیده آقازادگی و تبعات آن در کشور و انتساب برخی از آنها به شخصیت های روحانی،  ظهور رقبا و کارگزاران جدید در عرصه تبلیغ دین، ضعف روحانیت در ارائه تفسیر عصری از برخی آموزه های دین و پاسخ به سوالات و شبهات، کاهش مرجعیت الگویی آنها بویژه برای نسل جوان به دلیل تاخر و ناهمزبانی، رشد آرام و خاموش سکولاریسم و ایجاد تزلزل در بنیادهای اعتقادی، تهاجم فرهنگی و تلاش همه جانبه در تضعیف فرهنگ دینی از جمله فاصله گزینی با نهاد روحانیت، افزایش موقعیت مداحان و متقابلا تحت الشعاع قرار گرفتن جایگاه روحانیت در عرصه وعظ و خطابه، کاهش احساس نیازبه روحانیت تحت تاثیر افزایش بی رویه فارغ التحصیلان رشته های معارف و الهیات و...

    ۶) وضعیت آینده اعتبار و جایگاه مرجعیت شیعه (نهاد مرجعیت) در ایران چگونه خواهد بود؟(آیا مرجعیت تقلیدازقم خواهد بود یا حوه نجف. رابطه مرجعیت بانظام اسلامی، تفاوت حال حاضر نسبت به گذشته)موقعیت روحانیت و از جمله مرجعیت تا حد زیاد تابع موقعیت و اقتدار دین در جامعه و کم و کیف دغدغه مندی  برای مومنانه زیستن در میان اقشار مختلف است. مقام منیع مرجعیت همواره به دلیل ایفای نقش در تامین برخی کارکردهای جایگزین ناپذیرهمچون رهبری و زعامت دینی، دفاع از تمامیت دین، استنباط اجتهادی احکام فقهی مورد نیاز جامعه، ایفای نقش الگویی برای نمایش زیست مطلوب و مرجح دینی ، پاسخ دهی به سوالات و رفع شبهات، مبارزه با انحرافات و بدعت ها، همنوایی با اقشار محروم و مستضعف و... مورد توجه و اقبال قاطبه مومنان وولایت مداران بوده است. بی شک، مادامی که نهاد مرجعیت در تامین این سنخ ضرورت ها و انتظارات متناسب با سطح نیاز و اقتضائات دوران موفق باشد، به عنوان بالاترین و برجسته ترین منزلت دینی همچنان محبوب، مقتدر و تاثیرگذارخواهد بود.  البته همانگونه که در پاسخ به برخی سوالات دیگر اشاره شد، در عصر و زمان کنونی به دلیل پیچیدگی جامعه و نظام وارگی آن، سازمانی شدن گسترده، پیچیدگی قواعد و احکام مورد نیاز در عرصه های اجتماعی و حکومتی و صعوبت تامین ملزومات فقهی آن از طریق اجتهادات مرسوم فقها، نقش آفرینی مراجع در این بخش تضعیف شده است.     

    در پاسخ به بخش دوم سوال نیز می توان گفت احتمالا به دلیل کم رغبتی محسوس غالب روحانیون و فضلای شاغل درحوزه علمیه نجف به مسائل اجتماعی و سیاسی وتاخر تاریخی آنها از مواجهه عالمانه با برخی رویدادهای نوظهور و احیانا توان لازم  برای پاسخ گویی به برخی انتظارات نوپدید در مقایسه با حوزیان قم و نیز به دلیل محرومیت نسبی از برخی فرصت ها و امکانات استثنایی  ناشی از انقلاب اسلامی در ایران؛ نقش قم در تعیین مرجعیت جهانی شیعه همچنان محوری و بلامنازع خواهد بود و حتی اگر به دلایلی این مرجعیت به نجف هم منتقل شود، ظن غالب این است که همچنان غلبه از آن مراجع فارسی زبان و ایرانی خواهد بود. البته روشن است که آنچه در موضوع مرجعیت، موضوعیت و محوریت دارد، برخورداری از توان لازم برای ایفای نقش رهبری و زعامت دینی بویژه در پاسخ گویی به نیازهای فقهی و خلاء های حکمی جامعه اسلامی است نه لزوما تربیت شدن یا سکونت  داشتن در قم یا نجف.

    در نسبت مرجعیت با نظام اسلامی نیز انتظار این است که مرجعیت دینی در قم یا نجف همواره حامی، هادی و پشتیبان نظام اسلامی و رهبری ولایی آن باشد البته تا مادامی که مسئولین امر و رهبری نظام بر نهج صواب سلوک کرده و همچنان دغدغه اجرای شریعت و تعالیم نورانی آن و رشد و تعالی جامعه اسلامی را داشته باشند. و همچنین با عطف توجه به تجربه تاریخی چند دهه گذشته در ایران بعد از انقلاب ، احتمالاحوزه نفوذ و تاثیر مرجعیت فقهی به معنای سنتی آن، به تشریع و تامین ملزومات حکمی عبادات فردی و اجتماعی  محدود خواهد بود و تدوین و تصویب قوانین مورد نیاز جامعه دربخش اجتماعیات(با الهام از قواعد فقهی و روح حاکم بر شریعت) و نیز احکام حکومتی به نهادهای تقنینی ذی صلاح تحت نظارت فقها(یا نهادی همچون شورای نگهبان) محول خواهد شد.    

    ۷) توصیه ها و راهکارهای حضرت عالی برای بهبود وضعیت کنونی چیست؟ به دلیل تعدد مراجع دینی مورد نظردر سوالات قبل قاعدتا نمی توان برای بهبود وضعیت همه آنها به یک سنخ توصیه ها بسنده کرد اما به طورکلی و فارغ از ملاحظه اوضاع و شرایط هر یک از گروههای مذکور، اقداماتی از نوع ذیل برای تحقق این مهم، ضروری به نظر می رسد: ایفای نقش الگویی و راهبری این مراجع برای موالیان و هواداران خود، بسط ارتباطات مردمی به جای ارتباطات محفلی، کاهش میزان مشارکت غیرضرور در موقعیت ها و مناصب حکومتی، عدم استفاده ابزاری از دین و مقدسات، تامین و تدارک پاسخ های متقن برای سوالات و شبهات نوپدید، تامین و ارضای نیازهای معنویت جویانه توده ها، مبارزه فکری و عملی با مظاهر مختلف خرافه گرایی و قشریگری، برخورد قاطع با مظاهر استبداد، تبعیض، قانون گریزی، ویژه خواری، رانت خواهی، سوء استفاده های موقعیتی،  و سیاسی کاریهای مخرب در حکومت دینی و نظام اسلامی؛ برخورد قاطع با عناصر فرصت طلبی که از لباس و حرمت روحانیت  برای تامین اغراض و مطامع گروهی خویش سود می جویند؛ اصلاح نحوه برخورد با نمادهاي ملي و باستانی که تقابل مذهب و مليت را در اذهان ایهام مي کند؛ پرهیز اکید متولیان و کارگزاران امور دینی از دنیاطلبی، تجمل گرایی، رفاه خواهی و زیست غیر متناسب با منش  و مرام نهادینه زعمای دین؛ تقویت و ارتقاء کیفی محتوای القایی درمجالس و منابر، جلسات وعظ و ارشاد، کلاسهای درس، خطابه های جمعه، آثارو منابع علمي ، محصولات فرهنگي ، برنامه های رسانه ای؛ پرهيزاکيد از عوام گرايي و مرید بازی، تقويت زبان مفاهمه براي برقراري ارتباط عميق و موثر با گروههاي مختلف سني بویژه نسل جوان؛ اهتمام دغدغه مند به شناخت و رصد وضعیت دینداری یا فرهنگ دینی مردم و عدم اکتفا به مطالعات درون متنی و اسنادی و...


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :