شبکه انديشمندان قم

    ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی
    کد خبر : 256566

    سید حسین شرف الدین

    بررسي انتقادي مباني انسان شناختي نظرية ماترياليسم تاريخي

    عصر جديد با ظهور و درخشش انسان به معناي مدرن آن، در عرصة معرفت شناخته مي شود. انديشه و تکاپوي شناختي انسان تعيين کنندة آرايش معرفتي اين عصر است و همة مقولات علم مدرن به نوعي بر محور و مدار انسان مي چرخد. نظرية ماترياليسم تاريخي مارکس، علاوه بر مباني هستي شناختي، مبناي انسان شناختي پررنگي دارد و بر مبناي تلقي خاصي از انسان پي ريزي و صورت بندي شده است. مارکس، وجهي از هستي اجتماعي انسان؛ يعني «کار» را محور و مبناي تحليل ديالکتيکي خود قرار داده که هم مادي و هم اجتماعي ـ تاريخي است. بر اساس نظر مارکس، جهان انساني، يعني همة نماد ها و نمود ها، اشکال آگاهي و نهادهاي اجتماعي ـ تاريخي، با همه اشکال و صور مختلف آن، صرفاً محصول و برايند عمل و کار انسانند؛ جلوه ها و تبلوراتي که در هر مرحله از تاريخ به گونه اي عينيت يافته و مختصات هر دورة تاريخي و اجتماعي را شکل داده است. اين نوشتار، ضمن تقرير اجمالي نظريه ماترياليسم تاريخي مارکس، سعي دارد مهم ترين مفروضات انسان شناختي آن را مورد بررسي تحليلي و انتقادي قرار دهد. کليدواژه ها: ماترياليسم، ماترياليسم تاريخي، مباني انسان شناختي، ازخودبيگانگي، کمونيسم، کارل مارکس.

    برای مشاهده و دانلود متن کامل مقاله بر روی فایل PDF  زیر کلیک کنید.





    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :